بررسی و تحلیل تمثیل «آب حیات» (با نگاهی به غزلیات حافظ)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 مربی آموزشکده فنی و حرفه‌ای سما، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران

چکیده

تمثیل را می‌توان متنی با مفاهیم متنوع تعریف کرد که مفاهیم آن با معنای تحت­اللفظیش تفاوت دارند. «آب حیات» یا آب زندگانی از دیرباز، یکی از تمثیل‌های معروف و رایج در فرهنگ و ادبیات فارسی است که در ذهن و زبان بزرگان شعر و ادب، در مفاهیم گوناگونی تجلی یافته است. بررسی منشأ و اساس این تمثیل و استخراج مفاهیم گوناگون آن، هدف این جستار است؛ بدین منظور دیوان حافظ به عنوان منبع اصلی، انتخاب شد تا با شاهد مثال­هایی از غزلیات وی، تنوع مفاهیم در این تمثیل باز نموده شود. حاصل این پژوهش نشان داد که حافظ به منظور آرایش کلام و تقویت معانی، 25 بار، ترکیب «آب حیات» و مترادف­های آن را به کار برده است و در آن کاربردها، با استفاده از استدلال­های خیالی، مفاهیمی چون «می»، «لب و دهان یار»، «قدرت بیان شاعر و شعر او»، «حالات عرفانی و واردات غیبی»، «شاهد» و «هوای منزل یار» را اراده کرده است.

کلیدواژه‌ها


قرآن مجید

  1. اسفندیاری مهنی، فاطمه و خدیجه خدایاری؛ (پاییز 1391)، «جنبۀ خیر و شر و جاندارانگاری آب در شاهنامه»، فصل­نامه تخصصی مطالعات داستانی، سال اول، شمارۀ اول، صص 20-30.
  2. امینی لاری، لیلا؛ (پاییز 1385)، «رمزگشایی از ماجرای خضر و موسی- علیهما السلام»، مجلۀ علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دورۀ بیست و پنجم، شمارۀ سوم (ویژه‌نامۀ زبان و ادبیات فارسی)، صص 31 – 43.
  3. بهار، مهرداد؛ (1352)، اساطیر ایران، تهران: بنیاد و فرهنگ ایران، چ دوم.
  4. پورنامداریان، تقی؛ (1364)، داستان پیامبران در کلیات شمس، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
  5. __________؛ (1367)، رمز و داستان‌های رمزی در ادب فارسی، تهران: علمی و فرهنگی، چ دوم.
  6. حافظ، خواجه شمس­الدین محمد؛ (1362)، لسان‌الغیب، به تصحیح پژمان بختیاری، تهران: امیرکبیر.
  7. حیدری، حسن؛ (بهار و تابستان 1385)، «خضر، اسکندر و آب حیات (جایگاه خضر در برخی متون عرفانی نظم و نثر فارسی)» مطالعات عرفانی، شمارۀ سوم، صص 73-90.
  8. خالقی مطلق، جلال؛ (1381)، سخن­های دیرینه، به کوشش علی دهباشی، تهران: افکار.
  9. دهخدا، علی‌اکبر؛ (1373)، لغت‌نامه، تهران: دانشگاه تهران.
  10. ذوالفقاری، حسن و علی‌اکبر شیری؛ (1394)، باورهای عامیانه مردم ایران، تهران: چشمه.
  11. رضی، هاشم؛ (1346)، فرهنگ نام‌های اوستا، تهران: فروهر.
  12. رهنما، زین العابدین؛ (1368)، تفسیر و ترجمۀ قرآن، ج دوم، مقدمۀ سورۀ کهف، تهران: کیهان.
  13. زمردی، حمیر؛ (1385)، نقد تطبیقی ادیان و اساطیر، تهران: زوار، چ دوم
  14. سرکاراتی، بهمن؛ (1385)، سایه­های شکار شده، تهران: طهوری.
  15. شریفیان، مهدی و بهزاد اتونی؛ (زمستان 1390)، «کهن نمونۀ «آب» و کارکرد آن در اسطوره و حماسه»، فصل­نامه علمی پژوهشی زبان و ادب فارسی، دانشکده‌ی ادبیات و زبان­های خارجی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، سال سوم، شمارۀ 9، صص 107-130.
  16. شمیسا، سیروس؛ (1374)، انواع ادبی، تهران: فردوس.
  17. شوالیه، ژان و آلن گربران؛ (1384)، فرهنگ نمادها، ترجمۀ سودابه فضایلی، ج 3، تهران: جیحون، چ دوم.
  18. فردوسی، ابوالقاسم؛ (1363)، شاهنامه فردوسی، به تصحیح ژول مول، ترجمۀ جهانگیر افکاری،
    ج 5، تهران: امیرکبیر، چ سوم.
  19. کرمی، محمدحسین و رضوان رحیمی؛ (بهار 1391)، «درنگی بر ناگزیری مرگ گیل‌گمش و اسکندر و جاودانگی اوتناپیشتیم و خضر»، مجلۀ بوستان ادب دانشگاه شیراز، سال چهارم، شمارۀ اول، صص 149-174.
  20. گرجی، مصطفی؛ (پاییز و زمستان 1384)، «تحلیل بوطیقایی قصۀ موسی و خضر در مثنوی و کشف الاسرار»، فصل­نامه پژوهش­های ادبی، شمارۀ 9 و 10، صص 181-200.
  21. مولوی، جلال­الدین محمد بلخی؛ (1387)، کلیات شمس، مقدمه، گزینش و تفسیر محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: سخن.
    1. Berthels,Y. E. (1965) “Roman ob Aleksandre i ego glavnye versii na vostoke,” in idem, Navoi i Dzhami, Moscow, pp. 283-413.
    2. Fletcher, Angus, (1964) Allegory: The Theory of a Symbolic Mode,New York: Cornell, University Press.
    3. Iranica, kezr, in Encyclopedia Iranica http://www.iranicaonline.org/ articles/kezr-prophet
    4. Michelangelo, Chasseur. (2008). Oriental Elements in Surat al Kahf. Annali di Scienze.
Perrine, Laurence, (2002), literature, Tehran: hatef.