شهـریـار، سنت‌گرایی رو به سوی نـوگرایان (تأملی در راز دل‌های او با نیما)

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی کرمانشاه

2 استادیار گروه ادبیات عربی دانشگاه رازی کرمانشاه

چکیده

نام شهریار، این "تب کرده­ی عشق"[1] با غزل سنتی در شعر فارسی پیوند خورده است. او سنت­گرایی بود که روی به سوی نوگرایی داشت، و از سوی دیگر، غالب نوگرایان، وی را در غزل سنتی در شعر معاصر، سرآمد می­شمرند. عشق و شوریدگی، جان‌مایه‌ی اصلی غزل‌های اوست. در ابتدای جوانی، عشقی زمینی خرمن وجود او را به آتش کشید، اما ناکامی در این دل‌باختگی، وی را به سوی عشقی عرفانی و آسمانی سوق داد. غزل­های او وصف حال این هجران است. شهرت او علاوه بر اینها، مدیون شعر روستایی- اجتماعی "حیدر بابا سلام" اوست که خاطرات تلخ و شیرین گذشته را با زبانی ساده و دل‌نشین روایت می­کند. 
شهریار از میان نوگرایان، تعلق خاطری ویژه به نیما داشت. شعر افسانه­ی نیما، او را که به گفته­ی خودش "طفل مکتب حافظ" بود، وارد دنیایی جدید نمود. درد دل­ها و گفتگوهای سرشار از مهر و عطوفت او با نیما، در سه سروده­ی: "شاعر افسانه" و "دو مرغ بهشتی" و "پرواز مرغ بهشتی" گویای عمق همزبانی این دو شاعر نامدار با همدیگر است. او در اثر برجسته­ی "دو مرغ بهشتی"­که ماجرای دیدار خود با نیما را شرح می­دهد، از شعر "افسانه" وی الهام گرفته است. 

کلیدواژه‌ها


-     شهریار، محمد حسین (1385) دیوان شهریار، ج 1 و 2، چ 28، تهران، نگاه.

-     علیزاده، جمشید (1374) به همین سادگی و زیبایی، یاد نامه شهریار چ اوّل، (مجموعه مقالات) تهران، نشر مرکز.

-     کاویانپور، احمد (1376) زندگی ادبی و اجتماعی استاد شهریار، چ 2، تهران، اقبال.

-     طاهباز، سیروس (1376) پر درد کوهستان، در باره زندگی و هنر نیمایوشیج،چ2، تهران، زریاب.

-     نیک اندیش نو بر، بیوک (1377) در خلوت شهریار، چ اوّل، تبریز، آذران.