مضامین انتقادی و تعلیمی طنز در اشعار حافظ و سرآمدان سبک هندی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دورة دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی- واحد سبزوار- ایران

2 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی- واحد سبزوار- ایران

چکیده

حافظ در نزد ایرانیان پایگاهی بس بلند دارد. زبان شیرین و کلام تأثیر گذار او شهره­ی خاصّ و عامّ است. هنر مطایبه و طنز، جزو مختصّات بیان خواجه است. حافظ در زمانه­ای  می­زیسته که ریاورزی و ظاهر پرستی­های زاهدان و جور و تزویر حاکمان، دل شاعر را به درد می­آورده است. حافظ با زبان فاخر و شوخ طبعانه، معایب زمانه و زاهدان و پارسایان و شیوخ وابسته درباری را بر ملا می­کند و قصد اصلاح­گری دارد. دوره صفوی نیز گرچه از نظر سیاسی از ثبات بیشتری نسبت به دوره حافظ برخوردار است اما از نظر تعصّب مذهبی حاکم با آن دوره مشابهت دارد و مانند دوره حافظ، دربار، مملو است از پارسایان و شیوخ و واعظان ومفتیانی که مدّعی زهد و تقوی هستند و از درک معانی عرفانی بازمانده­اند. شاعران این دوره مستقیم و صریح و کمتر به کنایه به مبارزه با ظاهرسازی، خود بینی، ریا، تزویر و مدعیّان خدمت به مردم برخاسته­اند و طنزهایی دل­نشین و گاه گزنده و ماندگار را در شعر و ادب پارسی به یادگار گذارده­اند.

کلیدواژه‌ها